نجومي پرداخت‌. او مدعي شد كه اين مطالب را هنگامي كه در حدود 1336 در دريا سفر مي‌كرده با يك سرياني و يك كلداني و در سال 1342 با يك يهودي مورد بحث قرار داده است‌. او به‌وسيله‌ٴ مترجم با آنان سخن گفته و دو سال تمام با آنان بوده است (چه وقت‌؟ در سال‌1336؟ 1342؟). اين اظهارات القاي اعتماد نمي‌كند، ولي خواه راست باشد يا نباشد، پيش‌گويي‌هاي ژان نمونه‌اي از بسيار است‌.
ژان از جمله اخترگوياني است كه طاعون را پيش‌گويي كرد، ولي براي سال 1352. در آن سال‌ بداختر يا در سال قران 1345 وقوع هر حادثه‌ٴ شومي محتمل بود و مي‌توانست تا سال 1373 ادامه يابد. طاعون جنبه‌ٴ جهاني داشت و مدت بيست و پنج سال مي‌بايست دوام مي‌يافت و نصف تا دو سوم جمعيت را نابود مي‌ساخت‌. او جنگ‌ها، انقلاب‌ها، سيل و طوفان‌ها و زمين‌لرزه‌هايي را پيش‌گويي كرد.
نسخه‌هاي خطي كه در آنها اين پيش‌گويي‌ها حفظ شده مربوط به سده‌ٴ پانزدهم و شامل‌ تفسيرهايي است‌. براي اخترگويان حقه‌باز نوشتن پيش‌گويي‌هاي دروغين يا دست‌كم اصلاح‌ آنها، پس از آن‌كه حوادثي كه فرض مي‌شد پيش‌گويي شده است واقعاً روي داده بود، بايستي‌ كاري لذت‌بخش بوده باشد.

ژوفرواي مويي‌

ژوفرواي مويي‌.1 اخترگو و پزشك فرانسوي (برآمدنش 1310 ـ 1348). نام ژوفروا داراي‌ شكل‌هاي گوناگوني است‌، (گوفري‌، يا گدفري در انگليسي‌؛ گوفِرِدوس يا گامفِرِدوس در لاتيني‌). در فرانسه نقاط زيادي مو ناميده مي‌شود. ژوفروا بيشتر در پاريس مي‌زيست‌. او در سال 1310 در پاريس از جمله‌ٴ استادان و فارغ‌التحصيلان كالج بود كه وظيفه داشت مختصر منطق رامون لول‌ را بررسي كند. ظاهراً او در رشته‌ٴ هنر و پزشكي فارغ‌التحصيل شد. در سال 1322 يكي از شش‌ پزشك دربار بود كه در تاج‌گذاري شارل چهارم شركت داشتند. ممكن است در پاريس و هم‌چنين‌ احتمالاً در آكسفورد اخترگويي تدريس مي‌كرده است (1325، 1345).
او چندين رساله‌ٴ اخترگويي به زبان لاتيني نوشت كه به‌ترتيب زماني آنها را بررسي خواهيم‌ كرد. اين رساله‌ها هيچ ارزش علمي ندارند، ولي اسناد باارزشي هستند كه معلومات اخترگويي آن‌ عصر و ثبات اعتقادات اخترگويي را نشان مي‌دهند.
1. درباب ستاره‌ٴ دنباله‌دار سال 1315. رساله با دفاعي از اخترگويي از ديدگاه اعتقادات‌ مسيحي آغاز مي‌شود. مآخذ اصلي او عبارت است از ارسطو، بطليموس‌، يوحناي دمشقي و


1. Geoffrey ,Geoffroy.Galfredus de Meldis, Geoffroi of Meaux.  يا Godfrey در انگليسي‌؛ Gamfredus, Gaufredus  در لاتيني و الي‌ٰ آخر.